آوا جونمآوا جونم، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

آوای دلنشین زندگی ما

سرویس خواب آواجونم

سلام آواجونم،سلام دختر گلم   عزیزه دلم نمی دونی چقدر دلتنگتم،منو بابایی داریم برای دیدن روی ماه شما ثانیه شماری میکنم ،نمی دونی این روزها چقدر دیر میگذره..... پرنسس من این چند روز سرویس خواب شما رو تحویل گرفتیم.خیلی خیلی قشنگه ،من و بابایی که خیلی ازش خوشمون اومد.اینم عکسهای سرویست که خاله جون سارا برات از ساییت شرکت برداشته.امیدوارم دوستش داشته باشی.  این تخت وکمد ودکور        اینم درواور لباسهات         عزیز دلم این هفته اولین مهمونی افتخاری شما رو گرفتیم از مامان زهرا وعمه ها وخاله الهام هم دعوت کردیم تا بیان در چیدن وسایل شما به مایعنی مامان&nb...
31 تير 1392

مقدمات خرید

  سلام آوا خانم دختر گلم ،عزیز دلم خیلی خیلی دوستت داریم . این هفته با مامان تی تی وخاله ها رفتیم برای دیدن تخت وکمد سیسمونی شما وامیرعلی جون. وای چقدر همشون قشنگ و ناز بود.دوروز گشتیم ولی هنوز چیزی انتخاب نکردیم.البته دوتا گزینه داریم .انشااله در اولین فرصت برای خریدش میریم.البته خاله سارا وعمو علی یه تصمیم هایی برای امیرعلی جیگرطلا گرفتند. این هفته از خیلی از وسایل شما عکس گرفتم .اماده است تا با عکس تخت وکمدتون براتون بزارم.اگه راستش رو بخوای خیلی عجله ندارم چون از اول مرداد نمیخوام سرکار برم،اینطوری تا شهریور ماه کلی وقت داریم که درمورد چیدن اتاقت برنامه ریزی کنیم. عزیز دلم  میبوسمت . ...
3 تير 1392

سلام آوای مامان و بابا

سلام دخترگلم سلام آوا خانوم بالاخره من وبابایی تصمیم گرفتیم شما رو آوا صدابزنیم .عزیزه دلم نمیدونی چقدرسخت بود.امیدوارم اسمت رو دوست داشته باشی . من وبابایی تمام سعی خودمون رو کردیم . بله آواخانم ،١٩خرداد تولد من بود که مامان تی تی هم زحمت کشیده بودن ویه کیک خوشگل برام گرفته بودن ،یه کیکم خود مون برای خونه مامان زری اینا گرفتیم (عکس کیک اولی رو برات میرارم ،شمعش رو ببین خاله سارا گرفته ،نمی دونم منظورش جی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) خلاصه این هفته کلی کادو گرفتم ،کادوهای خیلی خوب.مخصوصاًکادوی باباوحید که خیلی خوبه. ولی خاله اکرم (مامان الناجون)یه اس ام اس زده بود که خیلی برام جالب بود.خاله گفته بود این سالگرد تولد دیگه تکرار...
24 خرداد 1392

عکسهایی که قول داده بودیم

سلام دختر نازم سلام نازگلم امروز روز پدره.دیشب برای تبریک روز پدر دیدن بابا حسین رفتیم ،امشب هم قراره بریم دیدن باباخلیل.هر دوتاشون رو اندازه تمام دنیا دوست دارم وبراشون دوتا ماچ آبدار میفرستم   کادوی روزه پدر باباوحید روهم مجبوریم با یه خورده تاخیر بهشون هدیه بدیم،چون این چندروز سرشون شلوغه،وقراره برای خریدش باخود بابایی بریم،  بالاخره عکسهایی که قول داده بودیم آماده شد: سه تاتخم مرغ عید یادته که گفتم بابایی گرفته بود   عکس بعدی ،صورت ماه شماست .تاریخ29/11/91( 12هفته و4روز)   قربون صورت ماهت برم عزیزه دلم .دورت بگردم اینم عکس هفته21شماست(8/2/92).البته همه میگن فیگور قبلی ب...
3 خرداد 1392