سلام آوای مامان و بابا
سلام دخترگلم
بالاخره من وبابایی تصمیم گرفتیم شما رو آوا صدابزنیم .عزیزه دلم نمیدونی چقدرسخت بود.امیدوارم اسمت رو دوست داشته باشی . من وبابایی تمام سعی خودمون رو کردیم .

بله آواخانم ،١٩خرداد تولد من بود که مامان تی تی هم زحمت کشیده بودن ویه کیک خوشگل برام گرفته بودن ،یه کیکم خود مون برای خونه مامان زری اینا گرفتیم (عکس کیک اولی رو برات میرارم ،شمعش رو ببین خاله سارا گرفته ،نمی دونم منظورش جی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
خلاصه این هفته کلی کادو گرفتم ،کادوهای خیلی خوب.مخصوصاًکادوی باباوحید که خیلی خوبه.
![]()

ولی خاله اکرم (مامان الناجون)یه اس ام اس زده بود که خیلی برام جالب بود.خاله گفته بود این سالگرد تولد دیگه تکرار نمیشه چون من تولدم رو در شرایطی جشن میگیرم که عزیزتزینم در درونمه واین بهترین ،عزیزترین وشیرین ترین هدیه ای تولدمه که خداوند در آینده نزدیک بهم میده.واقعاً همینطوره شما هدیه ورحمت خدا برای من وبابا وحید هستی.دورت بگردم مامانی
عزیزه دل مامان وبابا فعلاً بابای بابای ،زود برمیگردیم


سلام آوای مامان و بابا 
