آوا جونمآوا جونم، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

آوای دلنشین زندگی ما

سلام به آرزوی بابا و مامانی

سلام بابایی سلام مامانی خوبی عزیزمون چه خبر مبرا؟!!!! قبل از هر چیز به خودمون لازم می دونیم که از اینکه برکت وجود شما رو خدا بهمون ارزانی داشت سپساگذار مطلق باشیم و یه تشکر ویژه از شما به خاطر اینکه مراقب خودتونو و مامانی هستید داشته باشیم. خوب خانوم خانوما عشق بابایی گل مامانی پس شما دخمل تشریف دارید که انقدر دلبری و لبندی برا بابا و مامانی می کنید؟بله!!! الهی قربون اون همه ناز و اداهاتون که خودم می خرمشون طبق طبق. بابایی نمی دونی چقدر خوشحال شدم که خدا رو شکر سالمید و نی نی گل ما دختر که عشق بابا هست هستید. بابایی مامانی الان بغل من نشسته و اونم از اینکه شماسالم و دختر نازشید خیلی خوشحاله. نمی دونی امروز وقتی ماما...
9 ارديبهشت 1392

انتظار ناز

سلام بابایی سلام خوشگلم سلام نازگلم سلام جیگرم خوبی بابا چه خبرا؟ بابایی دوست داری بهت می گم خوشگلم؟!!! آخه وقتی بهت می گم برام واکنش نشون می دی و تکون می خوری بابا.اینو بدون که شما همیشه برای ما خوشگل ترینی عزیزم. بابایی الان ساعت حدود 22:40 شنبه 6 اردیبهشت 92 هست و حدود 12 ساعت دیگه نی نی نازگل ما برای اولین بار خودشو با جنسیت نازش بهمون معرفی می کنه که البته سلامتیش در درجه اول برامون مهمه. بابایی می دونی چقدرنازداری.می دونی می تونستی 1 ماه پیش بهمون بگی.اشکال نداره بابا شما انشالله سالم باش.هرموقع دوست داری بگو دخملونی یا قند عسلمونی. بابایی با بزرگواری که ازت می شناسم می دونم انشالله خبر خوب سلامتیتون و مامانی را بهم ...
7 ارديبهشت 1392

سلام مامانی

سلام نازگل مامان سلام عزیز دلم الان که دارم برات مینویسم من وشما تنهای تنهای تنها توخونه هستیم ،بابایی رفته مسافرت الان هم توراه برگشته،امیدوارم همه مسافرها سالم وسلامت به خونه هاشون برگردن. امروز که نه امشب میخوام برنامه هرروزم روبهت بگم :هرروز شنبه تا چهارشنبه از ساعت ٨تا ٤.٥سرکارمیرم.خداروشکر همکارهای خوبی دارم وخیلیهاشون از دوستای صمیمیم هستند.حدود ساعت ٥.١٥به خونه میرسم.معمولا این ساعت بابایی خونه نیست(بغیر از یکشنبه ها که کلاسش رو اینترنتی از تو خونه برگزارمیکنه)در هرصورت توی بقیه روز من به دو امر مهم رسیدگی میکنم:١.خوابیدن ٢.خوردن تنقلات    البته اولی رو بیشتر دوست دارم و خداوند استعداد عجیبی هم در این مورد بهم...
4 ارديبهشت 1392

سالروز ازدواج مامان و بابا مبارک!

سلام خاله جون قربونت برم ، چه خبرا؟ والا این بابایی و مامانی شما خیلی سرشون شلوغه !!!! ازشون یه وقت دلگیر نشی ها !!! اما امروز ما اونا رو غافل گیر می کنیم و بهشون تبریک می گیم !!! خاله جونی ، هشت سال پیش تو همچین روزی مامان بهار و بابا وحبد زندگی شون رو شروع کردند .تا حالا هم زندگی خوبی داشتن اما امسال به یمن وجود شما خوبتر هم شده . آرزو می کنم زندگی سه نفره ( یا حتی بیشتر ) تون به سن 100 سالگی برسه و کنار هم شاد و سلامت باشید. قربونت برم خیلی دوست دارم بای بای ...
31 فروردين 1392

سلام مامانی

سلام عزیزدلم، سلام امیدزندگیم با ما قهر نکنی ها ،من وبابایی همین دیروز داشتیم درمورد اینکه هردوتامون دلمون میخواد امروز به وبلاگت سربزنیم ،حرف میزدیم .ولی خوب امروز خاله مائده جونی پیش دستی کرد البته اگه منم کمتر میخوابیدم حتما قبل از خاله مائده جون برات نوشته بودم.ولی اینکار خاله باعث شد تابیشتر یادمون باشه که شما خیلی نازداری.شما نازکن،من بابایی هم خریدار ناز کردنات هستیم. خوب جیگری من وشما هرروز با هم حرف میزنیم مخصوصا وقتهایی که باهم تنهاییم وحرکات کوچولویی رو مثل نبض از شما می بینم .اون موقعها مامانی یه دنیا قربونت میره ودورت میگرده.دیروزهم شما برای من خیلی خیلی دلبری کردی. امسال شمادوتااز دوستات رو ملاقات کردی.اولیش الناخانم...
25 فروردين 1392